رفتن، رسیدن است...
 
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور رامسر

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

قدیما بهمون می گفتن بچه مدرسه ای!خنثی

وقتی امتحان خرداد و تموم می کردیم، انگار که ما رو از زندان آزاد کرده باشن هزار جور برنامه واسه تابستون می ریختیم... و سرخوش بودیم با تفریحات تابستون ولی باز همش میگفتیم: "کی بشه بریم دانشگاه و از دست مدرسه و سختی هاش راحت شیم...!"

حالا به ما می گن دانشجوی پیام نوری!متفکر

کل ترم و که درگیر درس و دانشگاه هستیم هیچی، کل تابستونو هم پابند علم و دانشیم...!!!خواب

شاید بعضی از دانشجوها بگن کی حال داره ترم تابستون واحد برداره!

ولی باید خدمت این دسته از دوستان که احتمالا ترم پایینی هم هستن عرض کنم، شما هنوز نشده واحدهاتو بشماری و تقسیم بر سال باقیمونده تحصیلت کُنی و ببینی اگه ترم تابستون واحد برنداری چقد قشنگ و راحت یکی دو سال دیگه مهمون دانشگاه پیام نور هستی...نگران

این جور که معلومه توی دانشگاه پیام نور اصل تحصیل و کسب دانش خیلی جدی گرفته می شه! فقط قدیما یه استادی میگفتن و یه دانشجو، اما ما موندیم چرا اینجا فقط حرف از دانشجوئه و نشونی از استاد نیست!!!سوال

 البته نمیشه استثنائات رو نادیده گرفت! بعضی از دانشجوهای عزیز که بر امر درس خوندن شدیداً اصرار دارن، بدون خراب کردن تابستونشون، هشت ترمه فارغ التحصیل میشن و واقعاً ایول دارن...تشویق

امتحانات ترم تابستون دانشگاه ما هم از تاریخ 92/5/27 شروع شده...

دانشجوها می تونستن برخلاف همیشه 8 واحد بردارن، البته به همین راحتی ها هم نبود! اولش که شنیدیم کلی ذوق زده شدیم اما بعدش فهمیدیم دانشگاه پیام نور بی شرط و شروط محبت نمی کنه! خلاصه برداشتن هشت واحد با شرایط خیلی از دانشجوها سازگار نبود!

از خدای بزرگ برای همه ی دانشجوها، خواستار دلی خوش و موفقیت بیش از پیش هستیم...بامن حرف نزن


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٢٩ توسط **دیــــــــــده بان**

شاید باورمون نشه ولی مثل اینکه آخرین دقیقه های مهمونی رو داریم می گذرونیم...ناراحت

خدایا همه میگن اگه امروز تموم شه، تو درهای آسمونتو به رومون می بندی!

ولی من باورم نمی شه... باورم نمی شه درهای رحمتت و بعد از این ازمون دریغ می کنی...

خدایا وای به حالمون اگه توی این روزهای بزرگی که رفت یه ذره از معرفتت رو مال خودمون نکرده باشیم. وای به حالمون اگه یه ذره از عشقت رو تصاحب نکرده باشیم.... وای به حالمون!

خدایا همه دارن به ماه نگاه می کنن تا زودتر بفهمن کی مهمونی قشنگت تموم میشه... ولی من دلم نمی خواد تمومش کنم...

می خوام بست بشینم دَرِ خونت و وِل کُن معامله هم نیستم!

مگه میشه به همین راحتی تموم بشه... خدایا من که می دونم همه ی این مهمونی ها بهونته تا ما رو دور سفره رحمتت جمع کنی تا دور هم باشیم... من که می دونم مهمونی تو هیچ وقت تمومی نداره...

عید همه مبارک اما اگه یه قدم فقط یه قدم بهت نزدیک نشده باشیم...! اونوقت خدایا چه طوری این عید بزرگو جشن بگیریم؟! با چه رویی به امام زمانمون بگیم عیدت مبارک؟!

خدایا تو رو به حق این ماه عزیزت رو سفیدمون کن...

 

"مهمان نوازیت، زبانزد همه بود...

حتی آنان که لباس مهمانی نداشتند...

میزبانی به مهربانی تو ندیده ام...

شاهد بیاورم؟

خودت!

مهمانی خوبی بود...

کاش بگویی:

مهمان خوبی بود..."

 

...........

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۱٧ توسط **دیــــــــــده بان**

ماه رمضان در جبهه ها حال و هوای دیگه ای داشت،با اینکه حکمی وجود نداشت تا ما بتونیم روزه بگیریم،و بعلت اینکه هیچ موقع در جایی توقف نداشتیم و نمیتونستیم قصد کنیم و خط مقدم دائما در حال تغییر بود،بازم بچه های مخلصی بودند که روزه میگرفتند،شب های قدر عجیبی وجود داشت...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٥ توسط **دیــــــــــده بان**

بسیاری از شهدا، با زبان روزه شهید شدند.
برخی از رزمندگان ، سهمیه ناهارشان را می گرفتند، اما آن را به هم رزم هایشان می دادند و خودشان روزه می گرفتند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٥ توسط **دیــــــــــده بان**

 ماه مبارک رمضان در جبهه ها .....

رمضان و رزمندگان

در آن عملیات بسیاری از عزیزان به وصال حضرت حق پیوستند در حالی که روزه دار بودند و لب‌هایشان خشکیده بود. اما به عشق اباعبدالله الحسین (ع) و عطش کربلا رفتند و به شهادت رسیدند...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٥ توسط **دیــــــــــده بان**

لوگوی دوستان

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور رامسر محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.