رفتن، رسیدن است...
 
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور رامسر

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

شاید باورمون نشه ولی مثل اینکه آخرین دقیقه های مهمونی رو داریم می گذرونیم...ناراحت

خدایا همه میگن اگه امروز تموم شه، تو درهای آسمونتو به رومون می بندی!

ولی من باورم نمی شه... باورم نمی شه درهای رحمتت و بعد از این ازمون دریغ می کنی...

خدایا وای به حالمون اگه توی این روزهای بزرگی که رفت یه ذره از معرفتت رو مال خودمون نکرده باشیم. وای به حالمون اگه یه ذره از عشقت رو تصاحب نکرده باشیم.... وای به حالمون!

خدایا همه دارن به ماه نگاه می کنن تا زودتر بفهمن کی مهمونی قشنگت تموم میشه... ولی من دلم نمی خواد تمومش کنم...

می خوام بست بشینم دَرِ خونت و وِل کُن معامله هم نیستم!

مگه میشه به همین راحتی تموم بشه... خدایا من که می دونم همه ی این مهمونی ها بهونته تا ما رو دور سفره رحمتت جمع کنی تا دور هم باشیم... من که می دونم مهمونی تو هیچ وقت تمومی نداره...

عید همه مبارک اما اگه یه قدم فقط یه قدم بهت نزدیک نشده باشیم...! اونوقت خدایا چه طوری این عید بزرگو جشن بگیریم؟! با چه رویی به امام زمانمون بگیم عیدت مبارک؟!

خدایا تو رو به حق این ماه عزیزت رو سفیدمون کن...

 

"مهمان نوازیت، زبانزد همه بود...

حتی آنان که لباس مهمانی نداشتند...

میزبانی به مهربانی تو ندیده ام...

شاهد بیاورم؟

خودت!

مهمانی خوبی بود...

کاش بگویی:

مهمان خوبی بود..."

 

...........

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۱٧ توسط **دیــــــــــده بان**

لوگوی دوستان

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور رامسر محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.