دیدار یک مادر...

جمعی از دانشجوهای بسیجی دانشگاه مثل هر سال سعادتی نصیبشون شد و دسته جمعی به دیدار مادر و همسر شهید سیاوش رحیمی رفتن...

شهید عزیزی که اسم حوزه بسیج دانشجویی دانشگاهمون به نام این شهید بزرگوار مزین شده...

خونه شهید که میری و عکس شهید رو روی دیوار اتاق میبینی حس عجیبی تو رو میبره به سالهای دور... همون موقع هایی که اون شهید توی همون خونه زندگی میکرده و حالا مادرش با عکسش داره زندگی میکنه... عکسی که براش زنده ست و تو هم با دیدن عکس شهید اینو لمس میکنی...

مادر شهید به سادگی از پسرش برای دانشجوها تعریف میکنه و بچه ها عظمت رو توی سادگی چشمای یه مادر میبینن...

غبار روبی و خوندن زیارت عاشورا، کنار مزار شهدا صفایی داره که با هیچی توی دنیا عوض نمیکنی...

ان شاءالله دعای خیر مادران شهدا بدرقه راه همه ی جوونا باشه... آمیــن

/ 5 نظر / 29 بازدید

کارتون خیلی قشنگ بود دل مادر و همسر شهید خوشحال کردین اجرتون با شهدا

دلم خیلی برای شهید رحیم تنگ شد حواستون باشه کجا کار میکنید . خدا قوت

خادم شهدا

سلام و یه خدا قوت به بچه های بسیج دانشجویی دل منم برای کارای بسیج تو دانشگاه تنگ شده برای لحظه هایی که به شهدا متوسل می شدم تا گره های کارا باز شه تنگ شده واقعا قدر تک تک لحظه ها رو بدونید شاید دیگه تکرار نشه ...... انشاا... همه بچه ها امتحانات این ترم با نمره های عالی قبول شن و انرژی داشته باشن برای کارهای ترم بعد. التماس دعا

خدا خیرتون بده که این کاره با ارزش رو انجام دادین.مادرای شهدا خیلی از جوونا مخصوصا شما بسیجی ها انتظارداره وقتی شما هارو میبینه یاد پسرش میفته و دلگرم میشه که یکی هست که راه فرزندش رو که با اهدای خونش نهال انقلاب رو ابیاری کرده که الحمدلله الان این نهال تبدیل به درختی تنومند شده.ما رو هم تو دیداراتون دعا کنید ......

خادم فرهنگی

سلام.انشا..قسمت همه ی بچه های دفتربشه که یه بار خونه ی شهیدرحیمی یاشهدای کشورمون برن واز رهنمودهاو حس وحال هایی که خونواده هاشون دارن باخبربشن و بیشتربه یاداون ها باشن مخصوصا شهدای زنده.بااینکه ...سال ازجنگ میگذره اونادارن باخاطرات وبه قول خودشون خوبی ها و سوغات جنگ دست وپنجه نرم میکنن،وما....یاعلی