به بهونه سالگرد ازدواج زوج آسمونی...

خانم چشم‌هایت را ببند عروس خیلی لباسش … خب عروس است دیگر.

خانم چشم‌هایت را ببند، خب اگر مجلس مختلط نشود کسی نمی‌آید، بابا به ما می‌گویند امل. لااقل بعد از شام که دیگر اشکال ندارد همه فامیل‌اند. ما با هم بزرگ شده‌ایم.

خانم چشم‌هایت را ببند، اینجا مردان غیرت را در یخچال خانه خود قرار داده‌اند تا وا نرود، یخ ببندد و آک بماند؛ خب یه شب است دیگر.

خانم چشم‌هایت را ببند، اینجا خانم‌ها باید خودی نشان دهند به‌ هرحال این‌ همه هزینه لباس و آرایشگاه و بدلیجات. زنان همیشه دوست دارند نگین انگشتر تک نگین باشند. وقتی در خانه به این حس نرسند در این مهمانی‌ها فرصت شناسی می‌کنند غافل از اینکه …

خانم باید مردان پاسخگو باشند، زن توجه می‌خواهد، نشان ندهی در خیابان به دنبال آن می‌گردد.

رقص مرد که مشکلی ندارد تازه آقایان کلی حجاب دارند فقط مشکلشان این است که نمی‌دانند کسی که مقابلشان با آن‌ها هماهنگ است همسرشان نیست.

طفلکی‌ها فقط می‌دانند کسی که از خانه‌شان به آرایشگاه رفت یکی از این خانم‌ها باید باشد. گاهی هم خودشان را به کوچه علی چپ می‌زنند تا زن خود را با دیگری مقایسه کنند شاید در انتخابشان اشتباه کرده باشند.

گاهی هم زیرآبی می‌روند تا … عیبی ندارد آخر شب است همه فامیل‌اند.

اشتباه نکنیدا خانم، این نشان بی‌غیرتی نیست ولی فقط یک شب است دیگر.

مگر عروسی بدون رقص و جاز و موزیک می‌شود تازه خواننده هم طبق آخرین آمار محرم است می‌تواند در کنار داماد پیش عروس خانم بنشیند.
خانم نگاه نکنی‌ها، من فقط دعوتشان کرده‌ام، مجبور که نیستند، نیایند.

خانم نگاه نکن، جوان‌اند پشیمان می‌شوند، کمی که از مجلس بگذرد همه‌چیز عادی می‌شود و کسی به دید بد نگاه نمی‌کند. شما به بزرگی‌تان ببخش.

باور کنید، نماز و روزه‌ام قطع نمی‌شود، خدا می‌بخشد شما هم نبینید، یک شب است دیگر.

شما می‌دانی من به ناموس مردم نگاه بد نکرده‌ام پس این‌ها نیز به زنم نگاه بد ندارند آن‌ها می‌دانند عروس است دیگر.

اوه اوه، اینجا رو نگاه نکنید، دستور فیلم‌بردار بود وگرنه من که اهل این کارها نیستم رقص چاقو و …

اما سال‌هاست وقتی به مجلسم فکر می‌کنم می‌گویم یک شب زیبا ظاهر شدیم، رقصیدیم، کلی خندیدیم، چشم‌چرانی من که نه ولی …

پس چه شد تبسمی که قرار بود روی لبانم طنین‌انداز شود، چرا قلبم را سیاه می‌بینم، چرا کسی پاسخم را نمی‌دهد؟ چرا کسی کنارم نیست. خانم حالا می‌توانی نگاهم کنی تنهای تنهایم.

آه، خودت نگفتی چشم‌هایت را ببند و نگاه نکن؟

آری، ولی همان یک شب را فقط گفته بودم.

کاش می‌دانستی که او گاهی فقط یک شب می‌آید کافی است رویت شود در را باز کنی، آن‌وقت نمک‌گیر می‌شود هر وقت خواستی صله رحم به جا می‌آورد.

یادت باشد فقط یک شب... 

http://www.astankhabar.com

/ 2 نظر / 9 بازدید
شميم

دلنشين بود اميدوارم در ضمينه وبلاگ نويسي از اين هم موفق تر بشي خواستي به وب من هم بيا http://alpha20.mihanblog.com/extrapage/hadiehshop

شازده کوچولو

سلام وبلاگتون عالیه ... مطالب کاملا مفید و پر محتوا در رابطه با عنوان وبلاگتون عرض کنم که هر رفتنی هم رسیدن نیست ولی برای رسیدن راهی جز رفتن نیست... ارامش گوارای وجود پاکتان[گل]